حمصي نوشته باشد، كه مدتي بعد از آن (در سدهٴ چهارم تا ششم)، برآمده است. تئوفيلوس پروتوسپاتاريوس (نيمهٴ اول سدهٴ هفتم)، عقايد يونانيان را راجع به بول گردآوري و از نو تشريح كرد؛ رسالهٴ او سخت مورد استفاده قرار گرفت، با اين همه، دشوار بتوان گفت كه چهمقدار از سنت بولشناسي قرون وسطا، مستقيماً از تئوفيلوس (يا از فيلارتوس كه فيلوتيوس هم ناميده ميشد) اقتباس شده است. احتمال زيادي دارد كه قسمت اعظم آن از طريق شرح عربي اسحاق اسرائيلي از يهوديان مصر، به نام
كتابالبول كه در نيمهٴ دوم سدهٴ نهم، يا آغاز سدهٴ دهم تأليف شده، به دست مسيحيان رسيده باشد.
كتابالبول را قسطنطين افريقي بهلاتيني ترجمه كرد؛ اين كتاب به عبري هم ترجمه شد. اين ترجمهها رواجي عظيم يافت و گواه آن تعداد عظيم نسخههاي لاتيني و عبري آن و شرحها و تلخيصهاي آن است ــ كه مطالعهٴ سنت آن بسيار دشوار است. مثلاً به نظر ميرسد كه برخي از متنهاي عبري از عربي و متنهاي ديگر از لاتيني گرفته شده است.
وسايل اصلي انتقال هر چه باشد شك نيست كه همهٴ پزشكان قرون وسطا از مسيحي و مسلمان، معلومات ميزهشناسي خود را از تئوفيلوس پروتوسپاتاريوس و اسحاق اسرائيلي بهدست آورده بودند، و اين كه اين معلومات در اصل جالينوسي بود.1
مسلماً، هر كتاب دستور پزشكي، در باب بول بحث ميكرد، ولي رسالههايي هم وجود داشت كه اختصاصاً دربارهٴ بول بود. ظاهراً قديميترين آنها از نيمهٴ دوم سدهٴ يازدهم بود، يعني رسالهٴ يوناني سوميون ست و رسالههاي لاتيني يوحناي ساراسن و يوآنز پلاتياريوس كهتر (به نام اصول راجع به بول ).
ماتايوس دو آركيهپيسكوپو، موروس، اورسوي كالابريايي، ژيل كوربي، و مايكل اسكات رسالههاي متعددي در ميزهشناسي تدوين كردند. اين امر كه درباب
تشخيص بول تأليف ژيل منظوم بود، علت رواج عظيم آن را بر ما معلوم ميسازد؛ اين كتاب تا سدهٴ شانزدهم، همچنان مطالعه و از بر ميشد. رسالهٴ موروس بهعبري ترجمه شد. رسالهاي يوناني به ماكسيموس پلانودس منسوب است.
1. M. Steinschneide, Die hebraeischenr Ubersetzungen, p. 757, 833,
1893. E. Desnos "Histoire de l'urologie" Encyclopedie Francaise d'urologie,
vol. 1, Paris 1914, Isis, 2, p. 466 .
, قسمت مربوط به قرون وسطا در اين گزارش بسيار نارساست، با اين حال حاوي مدارك جالبي است.
. Johannes Peine, Die Harnschrift des Isaac Judaeus, Diss., Leipzig
1919, Isis, 4, p. 576 ,